تبليغاتX
در گذر ایام

در گذر ایام

هر كجا مي‌رفت، او را مي‌شناختند؛ لباده‌اي بر تن و عمامه‌اي سياه بر سر به نشانه نواده علي ـ امام اول شيعيان ـ با قد يك‌متر و 98 سانتيمتر. اما فقط قد بلند، صورت بشاش و رفتار آرام او نام «سيدموسي صدر» را از ديگران متمايز نمي‌كرد، بلكه سلوك و نظرات نادر، آن هم در ميدان فقه و فقاهت گواهي ديگر بر اين نام بود. در جولانگاه تبادل آرا، ديدگاه او بسيار متفاوت به نظر مي‌رسيد؛ به گونه‌اي كه روزي دانشجويي در بيروت- پايتخت لبنان- به او گفته بود: «حرف‌هاي شما بسيار عالي است ولي از كجا كه از اسلام باشد؟ ما چنين چيزي تا حال نشنيده‌ايم.» او فرزند حوزه‌هاي علميه- پايگاه آموزشي مفسران دين اسلام- بود؛ هم در اين مراكز آموزش ديده بود و هم زندگي آبا و اجدادش با آموزش علوم ديني گره خورده بود. در پيرامون او هم در ميان خويش و قوم فقط عمامه به سر مي‌ديد و عبا بر دوش. او دل در گرو آنان داشت؛ ولي نظراتش متفاوت با ديگر آموزش‌يافتگان اين مراكز مطرح مي‌شد؛ به نوعي فرزند حوزه اين بار با حوزويان بود و بر حوزه. ... ادامه دارد.(مرجع محفوظ)
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/07/09ساعت 17:47  توسط ع ح  | 

سلام خوبین؟ خوب خدا را شکر.

روزگار عجب می گذرد. راستی ها ! خیلی زود و تند میگذره. چکار کنیم که جا نمونیم؟

توی این عصر سرعت و شلوغی و تکنولوژی ما کجا ایستادیم؟ جایگاه ما کجاست؟ آیا محلی از اعراب داریم؟

تنها راه ممکن داشتن برنامه در زندگی و منظم بودن است.

پس از من به شما نصیحت : توی زندگیتون برنامه داشته باشید و در اجرای اون منظم باشید.

مولای متقیان حضرت علی (ع) می فرماید : شما را توصیه می کنم به تقوا و نظم در کارها.

موفق باشید.

راستی رسیدیم به ماه شعبان و چیزی هم نمونده به ماه مبارک رمضان . . .

التماس دعا.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/24ساعت 10:54  توسط ع ح  | 

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/03/10ساعت 13:27  توسط ع ح  | 

سلام

حتما برای همه شما پیش اومده که ساعاتی و یا روزهایی رو در تنهایی گذرونده باشین.

اما آیا براتون پیش اومده که پس ازعمری تنهایی کشیدن یه رفیق و همراه تو زندگیتون پیدا کنید و همینکه داشتین باهاش انس می گرفتین و بهش عادت می کردین یه دفعه ولتون کنه و بره؟

با اینکه من به تنهایی عادت داشتم اما واقعا دارم روزهای سختی رو می گذرونم.

امیدوارم هیچوقت تنها نشین.

راستی حتما به لینک آلبالو یه سری بزنید تا بیشتر و زیباتر در مورد تنهایی بخونید.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/03/08ساعت 17:18  توسط ع ح  | 

زندگی حکایت مردیخ فروشی است که شب هنگام از او پرسیدند: "فروختی؟" و او پاسخ داد : "نه ولی تموم شد"

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/03/06ساعت 23:4  توسط ع ح  |